من ، غیــرت بـــــازوان آرش بودم
با پنجه ی مرگ در کشاکش بودم
ای مدعیان گــــرم چه کاری بودید
آن روز کـــه من میـــان آتش بودم
..................***..................
ای آب ندیـده هــا و آبی شده هــا
بی جبهه و جنگ انقلابی شده ها
مدیون شب حمله ی جــانبـــازانید
ای بر سر سفره آفتابی شده هـا
نوشته شده در
87/02/30ساعت 16:15  توسط خلیل جوادی
|
امروز