تبليغاتX
وبلاگ خلیل جوادی
 
شمارا به تبسم و تفکر دعوت می کنم
 

 

جاتون خالي يه جايي مهمون بوديم

پـاي بسـاط تلـويـزيـون بـوديـم

برنامه شون سازي و آوازي بـود

اما سازش قايم باشك بازي بود

بچّه ي صابخونه كه فيلمو مي ديد

رو به باباش كرد و با خنده پرسيد

اون دو نفر كه پشت اون گلدونن

شونه شونو هِي چرا مي جنبونن


ادامه مطلب
  داغ کن - کلوب دات کام نوشته شده در  85/08/29ساعت 13:55  توسط خلیل جوادی  |  امروز

 

یه شب که من حسابی خسته بودم

همین جــوری چشامو بستـه بـودم

سیاهی چشــام یه لحظه سُـر خـورد

یــه دفعـه مثل مرده ها خوابم برد

تــو خواب دیدم محشر کــبری شده

محکـمــة الهــــی بــر پــــا شـــده

خـــدا نشستـه مــردم از مــرد و زن

ردیف ردیف مقــابلش واستــــادن

چرتکه گذاشتــه و حساب می کنـه

به بنده هاش عتاب خطاب می کنـه

 


ادامه مطلب
  داغ کن - کلوب دات کام نوشته شده در  85/08/26ساعت 21:35  توسط خلیل جوادی  |  امروز